• وبلاگ : شوقِ شقايق
  • يادداشت : شب جدايي
  • نظرات : 2 خصوصي ، 5 عمومي
  • ساعت ویکتوریا

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     

    ادعوك يا سيدي بلسان قد اخرسه ذنبه
    اي مولاي من : تو را با زباني مي خوانم كه از كثرت گناه لال گرديده .
    خدايا :شايد مرا از درگاه لطفت رانده اي و يا اينكه ديدي من حق بندگيت را خوب به جا نمي آورم بدين سبب بر من غضب فرمودي
    شايد هم ديدي شكر گزاري نعمتهايت را درست نكردم مرا محرومم كردي .


    او لعلك لم تحب ان تسمع دعايي فباعدتني يا شايد دوست نداري دعايم را بشنوي و مرا از درگاهت رانده اي.يا شايد به خاطر بي شرم و حياييم مجازاتم مي كني.

    خدايا لطف و كرمت بالاتر از اين حرفهاست كه بندگان مقصرت را به كيفر برساني
    انا يا رب الذي لم استحيك في الخلا و لم اراقبك في الملا
    اي خدا: من همان كسي هستم كه نه در خلوت از تو شرم كردم و نه در جمعيت مراقب اعمالم بودم.
    انا الذي حين بشرت بها خرجت اليها اسعي
    من همان كسي هستم كه وقتي خبر شاد كننده گناهي به او دادند سريع به سويش شتافتم.
    خدايا: من آن كسي هستم كه مهلتم دادي توبه كنم ولي باز توبه شكستم و با اين كه گناهم را پوشاندي شرم و حيا نكردم.به ستاري و پرده پوشيت مغرور شدم به طوري كه فراموشت كردم.ا


    الهي اعني بالبكا علي نفسي
    خدايا مرا بر گريه به حال خودم ياري كن كه سخت عمرم را به آرزوهاي باطل از دست دادم.
    فيا مولاي فرق بيني و بين ذنبي المانع لي من لزوم طاعتك
    پس اي خداي مهربانم:بيا و بين من و گناهانم كه مانع نزديكي و طاعت تو مي شود جدايي بيندازد.